آینور فاروقی/ دکتری برنامه ریزی شهری/ تراکم ترافیکی یکی از معضلاتی است که در پی رشدناگهانی و بی رویه شهرنشینی بوجودآمده است.
گسترش فعالیتهای شهری و افزایش ازدحام و تراکم در سیستم حمل ونقل شهری، آلودگی هوا، مصرف بی رویه منابع انرژی، فشارهای روانی و .. را به دنبال داشته است. برنامه ریزان شهر ی تنها راه مواجهه و مقابله با سیل عظیم پیشامدهای منفی وناگوار این معضل، را استفاده از اراضی شهری به صورت کاربری های مختلط و توسعه بر مینای حمل و نقل عمومی را پیشنهاد می کنند. بر همین اساس با تدوین ساز وکارها ، خطوط حمل و نقل عمومی ، ایستگاههای اتوبوس و متروها در سطح شهرها نمایان شد تا با کاهش بار ترافیکی و تسهیل در عبور و مرور در سطح شهرها ، کیفیت زندگی شهروندان ارتقا یابد. اما در حجم انبوه فعالیتهای عمرانی آنچه که از قلم ها جا ماند و مورد غفلت قرار گرفت، واژه ای به نام دسترس پذیری بود.
در معنای تحت الفظی دسترس پذیری، می توان گفت میزان و درجه آسان بودن دسترسی است ، به عبارت دیگر بتوان به یک جایگاه مشخص از هر مسیر و جایگاهی دسترسی داشت. توجه به جنسیت و نیازهای کودکان، سالمندان، معلولان و سایر گروههای آسیبپذیر از شاخصهای اصلی دسترس پذیری و فراگیری در شهر است، بهگونهایکه شهروندان با هر طیف توانایی جسمانی بتوانند از امکانات شهری بهرهمند شوند و حقوق آنها در زمینه حرکت پیاده، دوچرخه و وسایل نقلیه عمومی به رسمیت شناخته شود.
با این تفاسیر در نظر نگرفتن نیازهای اقشار مختلف جامعه در طراحی های شهری سبب شد تا میزان و نحوه برخورداری شهروندان از حمل و نقل عمومی با آنچه که برنامه ریزان در سرانه ها و طرح های خود در نظر گرفته بودند فاصله بگیرد و قوانین و مقررات حاکم بر شهر ودسترسی نابرابر به امکانات شهری سبب تولید و بازتولید فضاهای شهری نا عادلانه شود . جوانان و بزرگسالانی که سلامت جسمی مناسبی دارند برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی و فعالیت در فضاهای شهری مشکلی نخواهند داشت اما میزان حضور زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت در ایستگاهها و پایانه ها به موارد بسیاری از قبیل سهولت در تردد، مبلمانهای متناسب با شرایط جسمی آنها و تامین نیازهایشان دارد.
ابزارها و شیوههایی که می توانست فراگیری و همه شمولی در فضاهای شهری را عینیت بخشد اینک معضلی دیگر را برای شهرها به ارمغان آورده و فضاهای شهری و شبکه های ارتباطی شهری بهعنوان بستر شکلگیری روابط اجتماعی و زیست شهری، نقش اثرگذاری در عدم برقراری عدالت اجتماعی ایفا میکنند. نیاز امروز جامعه شهری، شناسایی ساختارها و فرایندهایی است که منجر به تبعیض میان شهروندان میشوند تا ازطریق این شناخت بتوان برای رفع آنها و فراتر از محدودیتهای شهری گام برداشت و برمبنای بهرهگیری از فرصتها و ظرفیتهای شهری زمینه مشارکت و حضور همه شهروندان در ارتباطات و زندگی شهری را فراهم کرد.